ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
429
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
قائل شوم . موردى از طبابت در آن ديار همچنان در خاطرم مانده است . محمود خان كه مدتى سفارت ايران در سنپطرزبورگ را به عهده داشت به صداع فوق العاده شديدى دچار بود چنان كه براى ايام متمادى هيچ قدرت كار فكرى نداشت . پس از آنكه همهء تمهيدات بىاثر ماند داغى بر بازوى او گذاردند و وى از درد آزاد شد . اما هرگاه براى بستن سر زخم كوشش مىكردند باز اين ناراحتى تجديد مىشد . معالجهء نقرس با داغ كردن استخوان ساق كاملا غير عقلائى و بيهوده به نظر مىرسد و با وجود اين ، بسيارى از موارد موفقيتآميز بودن درمان را نمىتوان انكار كرد . كمتر مىشود كه در مورد انسان به جاى داغ از فتيله استفاده كنند . در بيماريهاى سخت چشم ، آثار فوق العاده مطلوب دارد . من خود در مطب بسيار از آن استفاده كردهام ، زيرا از تأثير نيكوى آن نه تنها در كحالى ، بلكه در بسيارى از دردهاى ديگر از جمله در سكتهء يك طرفه مطمئن بودم .